جمال الدين محمد الخوانساري
189
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
2332 ارض من الرزّق بما قسم لك تعش غنيّا . خشنود شو از روزى به آن چه قسمت شده از براي تو تا زندگانى كنى توانگر ، زيرا كه هر كه راضى شود بقسمت خود ديگر طلب از كسى نكند ومانند توانگران بىنياز باشد از ديگران . 2333 اقنع بما أوتيته تكن مكفيّا . قناعت كن به آن چه داده شده باشى تا باشى كفايت كرده شده ، يعنى حق تعالى كفايت مؤنت وخرج تو كرده باشد ومحتاج بطلب از ديگرى نباشى . 2334 اصحب أخا التّقى والدّين تسلم واستر شده تغنم . مصاحب وهمراه شو با برادر پرهيزگارى وديندارى تا بسلامت باشى ، وطلب راه درست كن از أو تا غنيمت ونفع يأبى . 2335 اقصر رأيك على ما يلزمك تسلّم ودع الخوض فيما لا يعنيك تكرم . برگمار رأى وانديشهء خود را بر آنچه لازم وضرور باشد ترا تا بسلامت باشى ، وواگذار فرو رفتن در چيزى كه مهمّ نباشد ترا تا اين كه گرامى گردى ، مراد به « اوّل » أمور آخرت است وقدر ضروري از أمور دنيا ، ومراد به « دوّم » أمور دنياست كه زيادة بر قدر ضروري باشد . 2336 اقلل طعاما تقلل سقاما . كم كن خورش را تا كم كنى بيمارى را . 2337 اقلل كلامك تأمن ملاما . كم كن سخن خود را تا أيمن باشى از ملامت وسرزنش « 1 » .
--> ( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار متن وشرح چنين است : « اقلل كلاما تأمن ملاما ، كم كن سخن را تا أيمن باشى از ملامت وسرزنش » وشايد اين نسخه بهتر باشد .